معين الدين نطنزى
165
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
نمىسنجيد . ملوك معاصر مطيع و ممالك عالم مطاع فرموده و فرمان به اولى بودند . و جانى بيك خان كه خصال حميده و اخلاق پسنديدهء او در محل خود شرح رفته و معارضه و محاكا كه بينهما دست داده مجموع را مشروح گفته شده ، معاصر بر تخت اوزبك مستولى بود ، و اشرف چوپانى آذربايجان داشت ، و شيخ ابو اسحق اينجوى در فارس و عراق و كرمان حاكم بود . و چنانك در ذيل هريك گفته آمد در اواسط حال امير قزاغن به طرفى يورش فرمود و اميرزاده عبد اللّه را كه پسر بزرگتر و ولى العهد او بود ، قايممقام خود در اردو بگذاشت . اميرزاده عبد اللّه بىفرمودهء پدر به اغواى امراى طامع لشكر به خوارزم كشيد و در ظاهر شهر طناب در طناب مخيّم عساكر منصوره فرود آورد . اين قضيه بعد از وفات امير قتلغ تيمور - انار اللّه برهانه - بود و قبة الاسلام خوارزم بىخداوند مانده مجموع خاص و عام از سهم لشكر مستهلك شدند كه به چه نوع و انگيز دفع نمايند . در اثناى آن حال و ورطهء آن ملال ملك التجار خواجه اختيار الدين حسن ساورج - عليه الرحمة - به استقبال اميرزاده عبد اللّه بيرون آمد و به دولت آستان بوس مشرف گشته عجز و اضطرار خوارزميان را به عرض نواب او رسانيد . قرار بر آن گرفت كه نعل بهائى به خزانه بسپارند . حسن ساورج به موجب فرموده دويست تومان خوارزمى به ديوان اميرزاده عبد اللّه سپرد ، و انواع تحف و تبركات نيز در ضمن آن به اسم پيشكش رسانيد . و چندان خدمات لايقه و نيكو بندگىهاى شايسته به ظهور رسانيد كه اميرزاده عبد اللّه در حال و ساعت از ظاهر خوارزم طبل كوچ مراجعت زده به مقر عزّ خود معاودت نمود . بعضى از پيران با وقوف كه در آن تاريخ همراه آن لشكر بودهاند چنان تقرير مىكنند كه در وقت توجه و مراجعت اهالى ولايات كه در ممر بودند قطعا و اصلا از عبور لشكر بيگانه يك سر موى متألم نشدند و به هيچ آفريده ملالى از هيچ جهت نرسيد . با وجود آن همه احتياط كه كرده بود امير قزاغن از اميرزاده عبد اللّه برنجيد و از امرائى كه مصاحب رفته بودند بازخواستهاى بليغ فرمود كه : به چه سبب قصد ملك و مال مسلمانان كرد ؟ لشكرى چنين بىنهايت را از اقليمى كشيدند و از ممر شما